غیرمتمرکزسازی کل رسانههای اجتماعی
وضعیت نهایی یک اپ نیست. بازاری است از کلاینتها، گرهها، سرویسها و جوامع که میتواند مالکیت پلتفرم را با رقابت بر سر پروتکل جایگزین کند.
فاز ۵ جایی است که Bitsocial از دستههای اولویتدار نخست فراتر میرود و شروع میکند به تأمین مالی هر چه بیشترِ قالبهای اجتماعی.
چه چیزهایی هنوز باید ساخته شوند
فازهای نخست روی دستههایی با بیشترین اثرگذاری تمرکز دارند: ایمیجبوردها، انجمنها، RPC عمومی، Bitsocial Chain، گرههای پروفایل، جایگزین Twitter/X در فاز ۳، و اقتصاد سرویسهای پیرامون آنها.
پس از آن، شبکه باید به دنبالهی بلند گسترش پیدا کند:
- کلاینتهای وبلاگنویسی
- اپهای تأمین مالی جمعی
- ویدیوی سازندگان محتوا و یک جایگزین باورپذیر برای YouTube
- جوامع سازندگان محتوا
- آزمایشهای رسانهی کوتاه
- اپهای اجتماعی محلی یا مخصوص یک زبان
- کلاینتهای تخصصی که برای چهار فاز نخست بیش از حد کوچکاند
- ابزارهایی که ادارهی جوامع موجود را سادهتر میکنند
برخی از این اپها میتوانند متنباز باشند. برخی میتوانند کلاینت متمرکز باشند. برخی را میتواند Bitsocial Forge بسازد، و بسیاری را باید توسعهدهندگان مستقل بسازند.
تأمین مالی سازندگان متعدد
هدف این است که کلاینتهای اجتماعی تازه، پیش از آنکه به مقیاس یک پلتفرم برسند، قابل تأمین مالی باشند.
این میتواند شامل سرمایهگذاری مستقیم، کمکهزینه، تأمین مالی جامعهمحور، درآمد حاصل از سرویسهای موفق Bitsocial، یا برنامههای کمکهزینهی غیرمتمرکزی باشد که در آنها جامعهی گستردهتر Bitsocial کمک میکند تصمیم گرفته شود کدام توسعهدهندگان باید حمایت دریافت کنند.
بخش مهم ماجرا تکثر است. شبکه باید تلاشهای متعددی را تأمین مالی کند، نه اینکه منتظر بماند تا یک اپ رسمی همهی دستهها را پوشش دهد.
موفقیت چه شکلی است
Bitsocial زمانی موفق میشود که بتوان رسانهی اجتماعی را به لایههای قابل جایگزینی شکست:
- پروتکل
- جوامع
- هویت
- میزبانی
- کشف محتوا
- نظارت بر محتوا
- کسب درآمد
- اپها
وقتی این لایهها قابل جایگزینی شدند، دیگر لازم نیست یک شرکت مالک کل گراف اجتماعی باشد تا محصول کار کند.
شرطبندی اصلی
یک اکوسیستم بالغ Bitsocial باید شامل RPCهای عمومی، گرههای خودمیزبان، بازارهای الگوریتم فید، میزبانهای رسانه، سرویسهای کشف، کلاینتهای متنباز، کلاینتهای تجاری و آزمایشهای تأمینمالیشده توسط جامعه باشد.
رسانهی اجتماعی سرانجام به تعادل خود میرسد: یک شبکهی اجتماعی کاملاً غیرمتمرکز و همتا به همتا که هیچکس مالک آن نیست؛ Bitsocial.